خرید بک لینک

سلام آقا..

الان که دارممی نویسم چمدون بستم و بلیط ب دست نشستم فرودگاه و دارم به ۳ ساعت دیگه فکر میکنم که زیر سایتم 

ممنون به خاطر لطف بی اندازت آقا

تا چند ساعت دیگه ب امید دیدار ماه من

برچسب: نویسنده: هلیا کوهی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 3:07

سلام،سلامی به فاصله ی چند قدم الان که دارم می نویسم صحن انقلابم جای همیشگی و از دلتنگی خبری نیستهمه اونایی که بهم گفتن التماس دعا حاجت روا کن و زود بطلب بیان پابوسخیلی دوست دارم آقا زود به زود منو راهی مشهدت کنای راهب کلیسا دیـگر مــزن به نـاقوس خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوسآیا مسیح ایران کــم داده مرده را جان جانی دوبــاره بردار با ما بیا بـه پابـوسآنجــا که خــادمینش از روی زائرینش گرد سفــر بگیــرند با بال نــاز طاووس خورشید آســمان xadها در پیش گنبــد او رنگــی ندارد آری چیزی شبیــه فانوس رویــای ناتمامم ساعــات در حــرم بود باقـــی عمر اما افســوس بود و کابـوس وقتــی رسیدی آنجــا در آن حریم زیبا زانو بزن به پای بیــدار خفته در طوس…

برچسب: نویسنده: هلیا کوهی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 3:07

سلام سنگ صبورمهروقت از همه جا مونده و رونده میشم هروقت دلتنگی و بغض حتی نفس کشیدنو برام سخت میکنه تنها چیزی که آرومم میکنه اینه که چشامو ببندند خودمو تو حرمت فرض کنم لعنت به این فاصله ها که دوریت رو چند برابر به رخم می کشه ولی خوش به حالم که همیشه برا دلتنگیام گوش شنوا داری همیشه سنگ صبوری برام..هیچکی اندازه تو و صحن و سرات و حرم بهشتیت منو آروم نکردهآقااا خیلی خستم کاش سقف خیلی کوچیک تو مشهد برای من بود ولی افسوسیک ماه پیش درست مثل امشب مشهدت بودم درست همین ساعت و همین دقیقه تو حرمت قدم میزدم ولی الان دلتنگ و پر از بغض با دو هزار کیلومتر فاصله چکنمکاش الان روبرو گنبد طلا صحن انقلاب بودمو هیچی کم نداشتم..تا خود صبح نگات میکردم تا خود صبح...امان از این کاش گفتنا که متنفرم ازشونآقااااا جان جوادت دلمو رو به راه کن حال دلم خوب نیست حق من نیست..این بغضای لعنتی این حالِ نامعلوم این آشوب که به دل و روحم چنگ میزنه درست کردنش فقط کار خودته به امید دیدار حضرت سلطان

برچسب: نویسنده: هلیا کوهی تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 3:07

صفحه بندی